منابع مقاله:
جرعه جاری، عسگر اولادی، حبیب الله ؛
امام خمینی (ره) با اینکه اسلام عزیز را در تحصیل و تدریس و مطالعه و تحقیق و توفیق خود و عنایات ویژه ربانی میشناخت و با تمام وجود اعتقاد به اسلام را در اصول و فروع و اخلاق باور جدی داشت، ولی سعی بلیغ مینمود که اندیشه و گفتار و عمل و موضع گیرها را بر اساس کتاب خدا و سنت رسول (ص) و سیره آن حضرت و ائمه هدی (ع) تنظیم نماید.و این تعبیر که از معظم له به یادگار مانده است، تاییدی بر این باور جدی و عمیق در وجود ایشان است: «ما که از خودمان چیزی نداریم، هرچه میگوئیم قال الله است.قال رسول الله است و قال ابو عبد الله است» .
امام راحل (رضوان الله تعالی علیه) شناختی روشن از جهان را از محتوای اسلام درک کرده بود که همه چیز در جهان اعم از خرد و کلان، از روی حکمت و منظم و هدفدار و مرتبط با مجموعه آفریده شدهاند و در عین تعدد و تکثر، یک واقعیتبهم مرتبط هستند. درباره فقه اسلام نیز این باور را به صورتهای گوناگون از خود بیادگار گذاشتهاند که «فقه اسلام، فقهی حکومتی است» .و در عین اینکه بخشی از فقه مسائل عبادی و معرفتی است، ولی بخشهای دیگری از احکام معاملاتی و اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی، سیاسی و مدیریتی را بهمراه خود دارد.فقه اسلام مجموعهای دارای تنوع و تعدد و تکثر فراوان ولی در عین حال در مجموع، یک واقعیت مرتبط با هم و دارای نظم دقیق است که زندگی بشر را به صورتهای فردی، خانوادگی، اجتماعی، امتی و جهانی در برنامههای خرد و کلان خود جا داده است و آنچه را که ما ناقص میبینیم به علتشناخت محدود و ناچیز ما از فقه اسلام عزیز است.
امام بزرگوار اسلام را در قالب یک نظام منسجم و کامل و رشد یابنده به جهان باوراند.نظامی با ابعاد اعتقادی و عبادی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، زیرا ذات اقدس حق جل جلاله در آیه کریمهای در قرآن عظیم فرموده است: الیوم اکملت لکم دینکم...
معظم له ضعف ملل اسلامی را در اثر انحراف از فقه حکومتی میدانستند و به صورتهای مناسب در هر مجال ارشاد میفرمودند: که اگر مسلمین جهان فقه را حکومتی و کامل بدانند، ناگزیر از پذیرش آن خواهند بود که اعرف، افقه، اعدل و اتقی باید فقه را در حکومت پیاده کند.
ایشان این باروها را از روزهای اول نهضت اسلامی بعد از رحلت مرحوم آیة الله العظمی بروجردی، شخصا یا توسط اسلام شناسان تربیتشده و همراه خود به صورتها و عبارتهای گوناگون ارائه میکردند که برخی از آنها را مرور میکنیم:
1- اسلام نظام حکومتی منسجم و مرتبط و کامل دارد.
2- نظام حکومتی اسلام در کشورمان قابل پیاده شدن است.
3- حکومت اسلامی میتواند مردم را در امور دنیا و آخرت موفق و سعادتمند کند.
4- امامت و ولایت در اسلام افزون بر مدیریت جامع الاطراف، خطرات و تهاجمات و فتنهها را در پیشگیری و علاج میکند و امامت، مردم پراکنده را یگانه، متحد و قدرتمند میسازد.
5- فراگیر بودن محتوای حکومت اسلامی قابلیت گسترش جهانی و ابدی شدن را دارد.ارائه این آموزشها از یک باور اصیل و عمیق و صادقانه حکایت داشت که مردم خوب ما به ویژه علماء و طلاب و فرهنگیان و دانشگاهیان حقجو و اسلامخواه را متعهد میکرد وهمراه میساخت.ایشان اعتقاد داشتند که اگر مردم دریابند وظیفه حکومتی دارند و اسلام نیز از آنها خواسته است و درست هم حرکت کنند، گرفتن حکومت از ید غاصبان آسان است و شاید مناسبت دارد که یک عبارت یادگاری از روزهای اول انقلاب اسلامی را از ایشان مرور کنیم: «بعضی از آقایان قبل از انقلاب میگفتند که گرفتن حکومت مشکل است و من در جواب میگفتم حکومت گرفتن آسان است ولی حکومت کردن مشکل است» .
امام (قدس سره الشریف) این اعتقاد را هم ترویج میکردند که مردم ما نمونه خوبی از مردم معاصر و حتی در تاریخ ثبتشده جهان هستند.ایشان مردم شناسی را وظیفه هر رهبر در جامعه میدانستند.اینجانب میتوانم بطور قطع بگویم که آن حضرت در دوران خودشان در زمره معدود مردم شناسان معاصر بلکه در بین آنها مردم شناسترین بودند.
ایشان با شناختخوبی که از مردم خوبمان داشتند و اعلام میفرمودند که: «در زمان هیچ پیغمبری حتی پیغمبر خاتم (ص) و در زمان هیچ وصی و امامی حتی امیر مؤمنان علی (ع)، آن بزرگواران از چنین مردم خوبی برخوردار نبودهاند «و این شناخت و ارزیابی سبب این بود که ایشان مردم را بدرستی باور کنند و به آنها اعتماد نمایند.
نمونهای از مردم دوستی ایشان را مرور کنیم.در روزهای نخستین سال 1342 پس از تهاجم وحشیانه جلادان رژیم سفاک به مدرسه فیضیه قم، مرحوم آیت الله العظمی حکیم (رضوان الله تعالی علیه) با ابراز تاسف از بیحرمتیها و تجاوز به حریم حوزههای علمیه و مراجع تقلید و علماء و طلاب علوم دینیه، از تمامی مراجع عظام تقلید و علماء بزرگ دیگر خواستند که به عنوان اعتراض، به نجف اشرف هجرت نمایند و هر کدام از مراجع و علماء در پاسخ نوعی عذر خواستند.امام راحل قدس سره پاسخی ارسال داشتند که حدودا مضمون آن چنین بود: «ضمن تشکر از عنایت و ابراز تسلیت و همدردی با اینکه اینجانب مشتاق زیارت اجداد بزرگوارمان هستیم و اشتیاق دیدار شما بزرگان را هم دارم ولی چون مردم ما زیر چکمه و شلاق هستند من در کنار این مردم خوب میمانم تا اگر پیروز شوند در جشن آنها شرکت داشته باشم و اگر سیلی خوردند من هم در کنار آنها سیلی بخورم» .
فکر میکنم شایسته است که نمونههائی از اندیشههای ویژه معظم له را مرور داشته باشیم.میتوان چنین تعبیر کرد که عناصر فرهنگی نشئت گرفته از اندیشههای تابناک مکتب توحید بهویژه اسلام عزیز که در طول قرون و اعصار توسط مغرضین یا معاندین یا کج اندیشان منحرف شده یا از واقعیت کارساز تهی شده یا مسخ شده بودند، ایشان آنها را شناسائی و اصلاح و مناسب روحیه مردم زمان بازسازی و از طریق وسائل و امکانات ممکن به مردم ارائه میکردند که در این فرصت محدود به برخی از آنها اشارهای گذرا خواهیم داشت.
اول: اندیشه پیروزی حق که عنصر فرهنگی کارسازی میتوانستباشد، ولی در جامعه شکل عرضه کردن و جریان داشتن آن در فرهنگی که حاکم بر اکثریت مردم بود، از محتوای حرکت آفرین و کارساز تهی شده بود و بصورت شایع در زبان حق جویان این چنین جریان داشت که حق پیروز است.
ناگفته پیداست که چنین اندیشهای در فرهنگ عمومی حق جویان، میبایست انگیزه اشتیاق به پیروز شدن حق قرار میگرفت. زیرا پیروزی حق، خود بخود حتمی جلوه میکرد و تنها حق جویان میبایست اشتیاق پیروز شدن حق را ابراز کنند و حد اکثر در دعاهایشان استدعا کنند.امام (رضوان الله تعالی علیه) شناسایی و کامل کردن، جهت دار نمودن و حرکت آفرین ساختن و خلاصه کارساز کردن این اندیشه را در فرهنگ عمومی وجه همتخود قرار دادند و در بیانات خودشان در مقدمه شروع درس و حثحوزهای و در اختتامیههای هر دوره دروس حوزوی زمینهای فراهم میفرمودند و خودشان و اسلام شناسان تربیتشده همراهشان در بحثها و سخنرانیها و بیانیهها یا اعلامیهها، این اندیشه را بصورت ضمنی چنین همراهشان در بحثها و سخنرانیها و بیانیهها یا اعلامیهها، این اندیشه را بصورت ضمنی چنین بیان میفرمودند: «حق پیروز شدنی است و این اهل حق هستند که باید در راه پیروزی آن جهاد و مبارزه و فداکاری و استقامت کنند تا حق پیروز شود» .
نسل جوان ما اگر دقت اندکی در این همت امام و همراهان ایشان داشته باشند، در مییابند که چه حرکت زیر بنائی صورت گرفته و چه تغییر فرهنگی کارساز در پیروز ساختن حق، پدید آورده است.
دوم: اندیشه جهانی شدن مکتب توحیدی اسلام که بی شک اندیشهای تابناک و محرک و سازنده و راهگشا بوده و هست، ولی در جامعه بصورتی جلوهگر شده بود که اکثریت مردم را منتظر حاکمیتخود بخودی اسلام عزیز میساخت و تصور اغلب اهل ایمان این شده بود که بالاخره اسلام بر جهان حاکم خواهد شد و امام (قدس سره الشریف) و همراهان اسلام شناسمعظم له با تلاشها و همتها و آموزشها به متن مردم رساندند و فرهنگ کردند که اسلام محتوای جهانی شدن، و قدرت چیره شدن بر تمامی ادیان و مکاتب را داراست و این اهل ایمان و اسلامخواهان هستند که در مسیر جهانی ساختن و قدرت چیرگی آن باید تلاش و مجاهده و استقامت مناسب داشته باشند.نباید تردید داشت که بازسازی و کامل کردن این اندیشه در فرهنگ عمومی، کارسازی در سامان جدی مردم داشت که قابل پیش بینی نبود.
سوم: اندیشه انتظار فرج و قطعی بودن ظهور منجی بشریت (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) که جای تردید نبوده و نیست که انتظار فرج سبب امید کار سازی میشود و قطعا منتظر فرج از نومیدی و یاس دور میگردد و اگر انتظار واقعی فرج در جامعهای فرهنگ باشد، شیطان و شیطنتها نه تنها نمیتوانند برای تسلط خودشان بر آن جامعه بذر یاس بپاشند، بلکه جامعه منتظر واقعی فرج میتواند سبب ریشه کن شدن یاس در دیگر جوامع هم باشد.
ولی از جمله انحرافهای ایجاد شده در فرهنگ عمومی در این زمینه این بود که اهل ایمان یعنی مدعیان انتظار فرج، در اثر تلقینها و بد آموزیها باورشان شده بود که باید در انتظار باشند که حضرت مهدی (سلام الله علیه) بیایند، هم فسقها و فجورها را ریشه کن کنند و همکارها را اصلاح کنند، تا عدالت در رفتار اشخاص و عدالت اجتماعی در جامعه برقرار شود.چنین باوری نه تنها سبب مبارزه با ظلم و جور و فساد و تباهی نمیشد، بلکه سوء استفاده گرانی ترویج میکردند که هر چه فسق و فجور و جور بیشتر شود، سبب تعجیل در ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) میگردد و امام راحل (نور الله مضجعه الشریف) و برجستگان اسلام شناس مجاهد همراهش با جدیت تمام سعی کردند که این انحراف را با بهره گیری از متون اسلامی اصیل به مردم خدا جوی و منتظر فرج معلوم دارند و معنای قابل قبول انتظار فرج را در فرهنگ عمومی اهل ایمان جایگزین کنند و بصورتهای ممکن در درس و بحث و منبر و خطبه و جزوهها و کتابها بیان کردند که: انتظار فرج واقعی همراه فراهم کردن مقدمات ترویج و آماده کردن لوازم ظهور منجی، قابل قبول شرع انور بوده و معقول است و در قرآن و سنت و سیره پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) انتظار فرج بدون تهیه مقدمات امکان ندارد و قابل قبول نیست.زیرا قرآن کریم هدایت میفرماید:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم...
مروری بر یک یادگاری یعنی توفیق زیارت امام راحل (ع) را در اواخر سال 1341 در این زمینه مناسب است که تعدادی از برادران در محضرشان در منزلشان موفق شدیم و صبح جمعه بود و در جمع برادران، معظم له بیاناتی نزدیک به این مضمون فرمودند:
«امروز جمعه است و روز مبارکی است و به امام زمان (ع) نسبت دارد و اهل ایمان انتظار دارند که در مثل امروزی آن حضرت ظاهر شوند و در زیارتنامه امروز میخوانیم:
«هذا یوم الجمعه و هو یومک المتوقع فیه ظهورک...»
و در مثل امروز اهل ایمان در جلسات خودشان در مساجد و اماکن متبرکه و هیئتها و حسینیهها ضمن شنیدن معارف و وعظ توسلاتی دارند و توسل هم به آن حضرت دارند و هم رو به قبله میایستند و با توجه به سینههای خود میزنند و با هم میخوانند: یا حجة بن الحسن (ع)، عجل علی ظهورک.
چه شعر جالب و چه شعار پسندیدهای و در چه روز مناسب، ولی افسوس که این شعار و این حال فقط در همان جلسات نورانیت و روحانیتخاص خود را دارد و اهل ایمان وقتی از آن جلسات خارج میشوند، گویی شعارها را فراموش کردهاند.در صورتیکه منتظر قدوم مبارک منجی که میداند آن حضرت (ع) آن همه دشمن دارد و در مسیر حاکم شدنش آن همه مشکلات وجود دارد، نباید فقط با شعار و سینه زدن انتظار خود را ثابت کند، بلکه در زندگی شخصی و خانوادگی و اجتماعی باید با برنامه ریزیهای مناسب مقدمات ظهور منجی را فراهم و با تمام وجود و امکانات حالت منتظران واقعی را داشته باشد» .
امام راحل در موارد متعددی به عبارات متنوعی، این مطلب را در سالهای آغازین نهضت اسلامی اعلام میفرمودند:
«ما برای فراهم کردن ظهور حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، موظف هستیم»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر